تبليغاتX
خاطرات من

خاطرات من

هستم اگر میروم ... گر نروم نیستم

عجب کابوسی بود....!!!!!

یه مدتی بود که بی خوابی و سردر گمی عجیبی سراغم اومده بودتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو..

واقعا کلافه شده بودمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد...خود به خود میزدم زیر گریهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدفکرای عجیب و

غم انگیز مغزمو داشت لحظه به لحظه قورت میداد...شده بودم متل زنای ۶۰

سالهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد.......از اتفاقهای بد گذشته بگیییییر تا اتفقهای بد اینده مدام ذهنمو

زیر و رو میکرد...

نکنه مامانم بمیره....نکنه بابام سکته کنه..نکنه خواهرم موقع غذا خوردن

خفه شه....نکنه بچه خواهرم تصادف کنه...اگه بابام تو خواب بمیره چی؟؟؟

وااای اگه ازدواج کنم از پیش مامانمینا برم چیتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد؟؟دوس داشتم کلمو بکوبم به دیوارتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد.....وااای مامانم ۴۷ ساله شد؟؟تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدشبها از بس

قلبم تند تند میزد میخواستم خفه شم اصلا خوابم نمیبرد انگار یکی که تند تند دویده

نفس نفس میزدمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد...هر چی با گیتارم سرگرم میشدم فایده نداشتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

این دفعه واسه استاد گیتارم گریم میگرفت..نکنه بمیره!!!!بابا میگفت تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

..با با این دختر شوهر میخواد اینا همش ماله ترشیدگیه...اشکال نداره بابا داری می ترشیتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

بلاخره مامان که از دست کارایتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدمن و دیوونه بازیهام تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدخسته شده بودو دلش هم برام سوختهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدبود منو برد دکتر....تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيددکتر هم کلی دارو دوا و قرص و بعد گفت دختر تو داری افسرده میشیتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد..برق از کلم

پرید ...همش میگفتم خدایا خوب میشم؟؟کاش از این وضعییت بیام بیرون...

و بلاخره ه ه ه ...بعد از ۲۳ روز من دباره دارم به حالت اول برمیگردم و

احساس میکنم خوب شدمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدحالا از خوشخالیه زیاد خندم میگیره

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدباید یه سر واسه خندم برم دکتر تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد....خودمم کف کردم...حالا دوباره

دارم تئاتر کار میکنم واسه دانشگاه و تقریبا سر حالم...عجب کابوسی بود....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط سیمین  | 

دل نوشته های من....

نمیخواهم بخوابم................تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

امشب از ترس سکوت بیدارم................

هر لحظه کمی بیدار و گاه در خوابم..............

امشب از ترس جغد مرگ.....................................

خواب در چشمانم ندارم...........................................

امسب از اسمان...سنگ میریزد........................................

ماه نیست ولی نور می بینم........................................................

امشب از ترس چینی سرد قبرستان....

بیدارم....

بوی خاک میشنوم....

اگاهم...

np1ic4.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط سیمین  | 

فاش میگوییم و......

فاش میگویم و از گفته ی خود دل شادم...........

بنده ی عشقم و از هر دو جهان ازادم.................

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 9:54 بعد از ظهر  توسط سیمین  | 

دل نوشته های من.....

اسمان را چه شده است....که چنین میبارد؟!!!......

به کدامین حق حق عاشقانه محتاج است؟!!!....

به کدامین نگاه؟!!!....به کدامین شوق دل بسته؟!!!.....

اسمان محتاج است ..به تبسم..به نگاه..به یه لبخند...

اسمان میبارد....میخواند...میگوید از عشق....

اسمان نمناک است امروز....

اسمانی تو ببار.....تو ببار که منم با تو هم اوازم....

چه کنیم؟چه بگوییم؟اسمانی تو ببار...

بوی نمناکی خاک مست مستم کرده...

میخواهم تا صبح ببارم تا صبح.....

میخواهم گریه شوم در اوج دریا....

میخواهم رعد شوم...بر سر نامردان بکوبم ناگاه....

میخواهم گل شوم من ...ببلعم هر چه دل سنگ است....

تا اعماق مرگ...

اسمانی تو بگو....

دل من بادکنکی از بغض است.....

تو بگو تا کدامین اسمان..بادکنک را بکشم؟!!!

تا که شاید او بیاید ناگاه...

تا که شاید پر لبخندی بزند بر دل من...

غصه ها را بکند...

زیر باران برویم...

خیس از عطر بهشت...

پر از عطر خیس خاک...

پر ز باران بشویم...

تا که شاید اهسته...

 شوری اشکهایم را بچشد...

من به او محتاجم...

ولی افسوس هزاران فرسنگ است...

دل من تا دل او...

دل من از نفس افتاده و حیران...

دل او میرود انگار نه انگار...

در گلویم بغضیست نمناک...

در گلوی او صدای قهقهه پیداست...

من نفسهایم همه از بغض کبود...

او نفسهایش همانند صدایش محبوب...

من دلم از غم او تاریک است...

و به یک نور چراغی محتاج....

او چنان هلهله ای در دلش است...

 که درون همه عالم پیداست...

او چنان غرق است در رویای فرداهای بهتر...

من هنوز ایتاده ام با باری از غم...

من سکوتم جعبه و قلکی از مرگ اقاقیهایست...

که به سختی قدمهایش له شد...

او چنان میخواند و صدایش پر شوق...

که نمیخواهد بشنود فریاد تنهایی من...

من کدامین حق را خوردم؟

به کدامین گناه اینگونه؟

من فقط لحظه ای در چشمانش ماندم...

من فقط اهسته گفتم شاید...

نکند تا افق اخرین اسمان اینگونه ویرانش شوم؟

اسمانی تو بگو...

تو ببار...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 بهمن1388ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط سیمین  | 

و...........یه خبر داغ هنری.........نظرتون چیه؟؟؟!!!

در پي صحبت‌هاي صادقي به درج اشتباه نوحه بوشهري،
شريفيان: رضا صادقي بايد اشتباه خود را تصحيح كند

خبرگزاري فارس: محسن شريفيان به دنبال صحبت‌هاي صادقي در خصوص اشتباه اين خواننده در معرفي نوحه قديمي بوشهري در آلبوم سلام آقا گفت: صادقي به دليل اينكه ملودي را به اشتباه يا به عمد به نام خود ثبت نموده بايد مشكل را برطرف كند.


محسن شريفيان پژوهشگر موسيقي بوشهر و سرپرست گروه موسيقي لیان در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: آقاي صادقي در گفت‌وگو با مجله موسيقي ايرانيان ناخواسته به اشتباهي كه در معرفي قطعه "مرثيه " در سي دي "سلام آقا " اتفاق افتاده اعتراف كرده است! ايشان اذهان نموده: براي من مستند و موثق نبوده كه فضا و صاحب اثر اين كار مربوط به چه كسي است. در كمال تعجب اين مطلب نشان مي‌دهد كه به هر شكل نبايد ايشان نام خودش را به عنوان آهنگساز و تنظيم كننده ذكر مي كرده است.
وي ادامه داد: ايشان در ادامه عنوان نموده كه اگر شريفيان سندي را ارايه كند كه كار مربوط به چه كسي است عذرخواهي مي‌كند!
اين پژوهشگر موسيقي بوشهر افزود: نخست ايشان به دليل اينكه ملودي را به اشتباه يا به عمد به نام خود ثبت نموده بايد مشكل را برطرف كند و دوم اينكه ملودي اين نوحه منصوب به ناخدا عباس دريانورد است كه در سال 1332 فوت كرده و نمي‌شود توقع داشت كه نت اين نوحه را با خط اين هنرمند نواحي و يا سند ثبت شدن اين ملودي را در وزارت فرهنگ آن موقع ارايه نمود. كما اينكه در حال حاضر نيز چنين امكاني براي ثبت اينگونه آثار فراهم نيست!
شريفيان بيان داشت: با اين وجود من بر روي وبلاگ خبري گروه ليان اصل اين نوحه را با صداي جهانبخش كردي زاده معروف به بخشي كه مربوط به سال 1345 است را گذاشته‌ام. به هر حال نه تنها تحقيقات محلي بلكه بررسي بافت ملوديك اين نوحه كه مطرح‌ترين نوحه‌ي واحد در سينه‌زني سنتي بوشهر محسوب مي‌شود به خوبي خواستگاه آن را روشن مي‌نمايد.
سرپرست گروه موسيقي لیان با اشاره به ديگر اتفاقات اين چنيني در موسيقي بوشهر گفت: پيش از اين هم بحث بر سر اصالت ملودي نوحه‌ "ممد نبودي ببيني " مطرح بود كه به اشتباه به عنوان ملودي شخص ديگري معرفي شده بود در حالي كه همين ملودي و نيز ملودي نوحه "مرثيه " پيش از انقلاب در فيلم "اربعين " آقاي ناصر تقوايي به عنوان موسيقي بوشهر ضبط رسيده است.به عقيده من ما بايد دقت داشته باشيم كه موسيقي نواحي ايران بويژه ژانر مذهبي آن در بين مردم از احترام و تقدس ويژه‌اي برخوردار است و نبايد كاري را انجام دهيم كه علاقمندان اين موسيقي را جريحه‌دار كنيم.

شريفيان در خاتمه خاطر نشان كرد: اميدوارم كارشناسي صحيح از سوي مركز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد در كنار تعامل با كارشناسان موسيقي نواحي ايران براي صدور مجوز پخش چنين آثاري امكان مجدد اين گونه اشتباهات را كمتر فراهم كند تا ما بيش از اين شاهد تاراج موسيقي نواحي ايران نباشيم.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810271075

+ نوشته شده در  شنبه 10 بهمن1388ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط سیمین  | 

دل نوشته های من....

گاه از خود دورم و گاه در خود غرق...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

شاید ان روز که گفتی ..تو بمان.....

یاد ان نارون خشک حیاطت بودی......

تا که شاید گذری با حضورم به سر سبز طراوت بزند.....

شاید ان روز که با امدنم مست شدی.....

دیده گانت پر بود از مستی و در اوج بدی.....

تا که شاید گذری با حضورم به سر جادوی الماس زنی....

شاید ان لحظه که با امدنم محو شدی....

خبری از دل بیتاب چکاوک نگرفتی هرگز.....

شاید ان روز من هم مست بدم...

در حضور واژه های سبز لحظه های کودکی....تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

و من از امدنت...

 طلب بوی عروسک داشتم...

 نه هوس....

شاید ان روز...

شاید..

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 بهمن1388ساعت 7:53 بعد از ظهر  توسط سیمین  | 

دل نوشته های من....

باز هم خوابیدم و امروز امد.........

باز هم چشمهایم جای خالیت را دید و...

در نبودنت مات ماند و خیره شد....

کاش اشکی میامدو نبودنت را پاک میکرد....

همیشه پلک هایم در نبودت....

با اشک همبازی میشد............

اما این بار اشک هم بی تو نای چکیدن ندارد دیگر.....

باز هم ماه امد اما با غباری از دوریت.....

همیشه ستاره در نبودت چشمک زنان میرقصید....

تا نبودت را باور نکنم............

اما این بار ابر و ستاره هم از غربت من اشک میریزند........

میدانم گل سرخ هم غمگین است و....

به حرمت دلتنگیم بغض کرده.....

اما من امروز هوشیار تر از دیروزم و میدانم نیستی......

کاش در نبودت دنیا در چشمانم غرق میشد..........

نمیخواهم تنهایم را باور کنم دیگر........

نمیخواهم....

.  .   .!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 بهمن1388ساعت 9:45 بعد از ظهر  توسط سیمین  | 

من کیم؟؟؟تا کجا؟؟چه جوری؟؟

من کیم؟؟؟تا کجا؟؟چه جوری؟؟

امروز بعد از مدتها به خودم توی ایینه نگاه کردم............تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

همیشه ایینه جزئی از زندگی دخترونم بوده......

همیشه به خودم نگاه میکردم......اما ظاهرم خودم رو .حقیقتم رو میپوشوند و اول از همه خودشو بهم نشون میداد........

اما این دفعه به چشمام نگاه کردم..............یهو برق از کلم پرید کم کم تا یکی ۲ماه دیگه بیست سال از عمرم رو میگذرونم و من..........

با خودم گفتم سیمین تو کی هستی دختر؟؟؟

دیدم خیلی با خودم غریبه ام...خیلی...از خودم خجالت میکشیدم...از چشمایی که هر روز بهم دروغ میگفتن و نمیذاشتن یه لحظه واسه خودم باشم....

خییلی از ادمها اومدن و از روی پل زندگیم گذشتن...

گاهی از توجه زیاد گاهی از بی توجهی کلافه بودم.....

انگشتام خود به خود روزهای گذشتم رو با سر خوردن رو کلمات مرور میکنن....

چه شب هایی که واسه رویاهای بچه گونم چشمام خیس شد....

چه روز هایی که از خنده های الکی گاهی هم با محتوا دلم درد گرفت....

حالا به جایی رسیدم که همه چیز دارم و هیچ چیز ندارم.........

با خودم میگم تا  کجا؟؟

اخرش ؟؟

نقطه ی زندگیم کجاست؟

؟

؟

؟

سوال...سوال...سوال.....و ...پوچی

بعضی وقتا به پشت سرم که نگاه میکنم رد پای خیس ادمهایی رو میبینم که اومدن و رفتن.....

به اطرافم که نگاه میکنم پشت مه غلیظ گذشته خودم رو میبیتنم که دارم دنبال یه چیزی میگردم...یه حایی میرم....حالا کجا نمیدونم....

اما یه چیزی رو میدونم که تازه خودم رو پیدا کردم و نمیخوام خودم رو از دست بدم..............

نمیدونم چرا ثانیه ها با این سرعت میدون...به کجا میخوان برسن...

کاش به حرمت دلتنگیم صداها یک لحظه سکوت و ثانیه ها یک لحظه می ایستادن.......ای کاش......

ای کاش هم معنیش رو از دست داده .....

پس نقطه سر خط.........و این یعنی پایان زندگیتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 بهمن1388ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط سیمین  | 

دل نوشته های من....

تو منو رها نکن زیر بارون بهاریتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

زیر سیلاب زمستون

توی رگبار یا که بارون

تو منو رها نکن اگه یک روز به تو گفتم

که چقدر دوست دارمت

اگه با چشمهای خیسم بگردم به دنبالت

تو منو رها نکن اگه بارون نبارید

اگه اسمون از بالا

یه عالم بنفشه ریخت

تو منو رها نکن اگه یک لحظه خاکستریم

اگه بعضی وقتها من یه جورایی لجبازیم

تو منو رها نکن اگه تا صبح میخونم

اگه یک شب تا سحر با غصه من سرگردونم

تو منو رها نکن اگه دستام خالیه

اگه چشمهای سیاهم دنبال

یه کیسه اسباب بازیه

تو منو رها نکن اگه خورشید یه دفعه

بسوزونه برگ تنم

اگه بابای زمستون یه دفعه

داد بکشه روی سرم

تو منو رها کنی من پر از غصه میشم

من از این تنهای و بی کسیهام خسته میشم

تو منو رها نکن واسه یک لحظه سکوت

واسه یک چشمک خالی از چشم پری خانوم

تو نمو رها نکن اگه ماهک و سپیده

پر کنن وجودت رو از محبت و قصیده

اگه من یه لحظه گفتم.....دیروز از یادم پریده.........!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 بهمن1388ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط سیمین  | 

دل نوشته های من....

نیمه شب شد امشب اما باز هم

تا محبت راه دشواریست پیشتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

گونه هایم تر شد امشب باز هم

کار من جز غصه و غم هیچ نیست

نم نمک اهسته اهسته فرو میریزد از چشم ترم

قطره های شبنم باغ دلم

و از تماشای چروک صورتم

قاصدک ها پر پرک وای ای دلم

سفره های دل مردم رنگین

باغ ما خشکیده از اه دلم

غصه های صبحگاه بچه های مدرسه

تا صفا صفهای دل اهسته رفت

من در این بیگانه شب خوابیده ام

درد و دل های خفاشان یار من

با صدای خش خش برگ درخت

میشوم مست و خراب ویرانه ام

با صدای گل سرخی در باد

ناگهان جان میدهم وای ای دلم

باران منم شوری شبهای سیاه

من همان اشفته ی خسته و رام

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 بهمن1388ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط سیمین  |